او در سال 1330 كتابي نوشت به نام قواعد ضروري خوردني‌ها و نوشيدني‌ها و آن را به امپراتور وِن تي تقديم كرد. اين كتاب از كتاب‌هاي ادويه‌ٴ مفرده و ساير آثار پزشكي اقتباس شده است و در عين حال‌، حاوي تجارب شخصي خود اوست‌. گياهان سودمند و روش آماده ساختن آنها را براي عرضه به مشتري شرح داده است‌.
از سال 1319 تا 1330 تعدادي مصايب پشت سرهم موجب بي‌نوايي وسيعي شد و به‌ويژه‌ به تدوين چنين كتابي امكان داد. در سال 1319 همه‌ٴ جاده‌هاي شانتونگ و هواينان را سيل برد. در سال 1320 در هونان قحطي شد، كه با شورش آچاكپا پسر امپراتور يسون تيمور اوضاع آن‌ بدتر گشت‌؛ در سال 1322 زمين‌لرزه‌هايي روي داد؛ در سال 1327 خشك‌سالي‌، ملخ‌، قحطي‌، شكست و باز هم زمين لرزه‌؛ در سال 1330 قحطي ديگري در هونان‌.
كتاب در 3 مقاله است‌، كه مقاله‌ٴ دوم به معالجه‌ٴ بيماري‌ها از راه پرهيز غذايي اختصاص دارد. او دو نوع بري بري خشك وتر را تميز داد. نوع حاد يا تر را ناشي از روح آتشين دانست‌1 و نوع‌ مزمن‌، خشك يا آتروفيك را ناشي از روح سرد. براي اقسام بري‌بري دستورهاي غذايي خاصي‌ داد؛ جالب است كه اين دستورها حاوي مقدار زيادي مواد ويتاميني است‌. وقتي در نظر بگيريم‌ كه چينيان داراي تجارب سنتي در زمينه‌ٴ بيماري‌هاي ناشي از نارسايي غذايي بودند و به‌طور تجربي آموخته بودند آنها را با غذاهاي مناسب درمان كنند (يعني با غذاهايي كه حاوي‌ ويتامين‌هاي لازم بود)، اين مطلب كم‌تر موجب شگفتي مي‌گردد؛ مثلاً در آثار چانگ چونگ ـ چينگ (دوم ـ 2)، معروف به جالينوس چين چنين معلوماتي را مي‌توان يافت‌. نويسنده‌اي به نام‌ هان يو (768 ـ 824)، در يكي از مقالاتش مي‌گويد كه بري بري به‌ويژه در جنوب يانگ تسه‌ شايع است‌؛ اين مطلب در سال 1935 هم هنوز درست بود، زماني كه يك پزشك جديد چيني‌ آن را ناشي از تفاوت شمال گندم‌خور و جنوب برنج‌خور دانست‌.
متن كتاب هو در زمان سلسله‌ٴ مينگ به فرمان امپراتور تائي تسونگ (1450 ـ 1457) تجديد چاپ شد. اين چاپ حاوي تصويري است از مشاوره‌ٴ دو پزشك چيني‌، همراه شاگردشان در حضور بيمار و بر آن نوشته شده ((غذا بسياري از بيماري‌ها را درمان مي‌كند))؛ ساير تصاوير كتاب گياهاني‌ را نشان مي‌دهد كه بر ارواح مختلف اثر دارند و موجب درمان بيماري‌هاي مختلف مي‌شوند.


1 .آثار پزشكي چيني اغلب بيماري‌ها را به اختلال در وضع عادي چئي‌، يعني ويژگي‌هاي يك بخش از بدن نسبت مي‌دهند و مثلاً مي‌گويند پئي چئي (روح‌ طحال يا وضع طحال‌)، كان چئي (روح كبد)، چيائو چني (روح پا = بري بري‌)، كه چيزي شبيه نيروي حياتي پاراكلسوس است‌. ولي چينيان ارواح خارجي هم‌ دارند، مانند هوئوچئي (روح آتشين يا گرم‌) و هان چئي (روح سرد)، كه ممكن است موجب اعتدال موجود زنده يا بر هم خوردن سلامتي او شوند. علاوه بر اين‌، چئي معناي ديگري هم دارد، معادل روح نباتي‌. هم‌چنين‌، حيوانات طبيعتي خاص خود دارند، به نام نفس حيواني‌، و انسان هم يك روح عالي دارد (به نام‌ نفس مميزه = روح شناخت‌). اين‌مقايسه ميان انديشه‌ٴ چيني و يوناني از روي ناچاري و تاحدي خطرناك است‌، ولي بي‌فايده نيست‌.